السيد حامد النقوي

115

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

امير المؤمنين عليه السلام و لو على تقدير البغض باشد معلوم شد كه تشبيه نبوى محمول بر محض اغراق و مبالغه نمىتواند شد و آن را از قبيل تشبيه خاك بمشك و تشبيه سنگريزه بمرواريد و ياقوت نتوان گرفت پس تشبيه جناب امير المؤمنين عليه السلام به حضرت آدم عليه السلام در علم نيز مفيد احاطه علم آن حضرت و عصمت و افضليت علم انحضرت از ديگران خواهد بود و هكذا التشبيه فى التقوى و غيرها من الصّفات المذكورة وجه هجدهم هيجدهم آنكه مخاطب و الا نژاد با اين همه سعى و اجتهاد در ابطال و افساد دلالت تشبيه بر مساوات و حصول و ثبوت حكمى از ان بغرض ابطال فضيلت جليله جناب امير المؤمنين عليه السلام در ما بعد تشبيه موهومى شيخين را بر مساوات حمل كرده حيث قال چهارم آنكه تفضيل جناب امير بر خلفاى ثلاثه وقتى ثابت شود ازين حديث كه آنها مساوى نباشند با انبياى مذكورين در صفات مذكوره يا مانند آن صفات مذكوره و دون هذا النفى خرط القتاد بلكه اگر در كتب اهل سنت تفحص واقع شود آنقدر احاديث داله بر تشبيه با انبيا كه در حق شيخين مروى و ثابتست در حق هيچيك از معاصرين ايشان ثابت نيست و لهذا محققين صوفيه نوشته‌اند كه شيخين حامل كمالات نبوت بوده‌اند و حضرت امير حامل كمال ولايت انتهى ازين عبارت صراحة واضحست كه احاديث دالّه بر تشبيه شيخين با انبيا عليهم السلام مثبت مساوات شيخين با اين حضراتست زيرا كه اگر اين احاديث دلالت بر مساوات شيخين با انبياء عليهم السلام نكند ترقى كه لفظ بلكه بر ان دلالت صريحه دارد درست نشود چه مدلول اين ترقى آنست كه درين كلام امرى زائد از كلام سابق ثابت كرده شد و در كلام سابق بطلان نفى مساوات ثلاثه با انبياى مذكورين در صفات مذكوره يا مانند ان صفات بود و هر گاه نفى مساوات ثلاثه